معلولیت محدودیت نیست(شعرهای شاعری توانمند) خودمان را با کلمه (تا قسمت چه باشد) گول می زنیم قسمت ارادیه من و توست
آخرین مطالب آخرین دیدگاهها موضوعات سایت لینک دوستان ابزار های سایت تبلیغات نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ یکشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۸
سلام رفقا یک غزل جدید دیگه براتون می گذارم و امیدوارم دوست داشته باشید میگم کاش زودتر گذاشتن شعرام روی سایت تموم می شد که به خاطره سایتمم شده زود به زود شعر بنویسم و اینکه اگه نمیرسم بهتون سر بزنم ببخشید دنبال کار چاپ کتابمم و به لطف خدا پیج اینستاگرامم خیلی شلوغ شده دیگه واقعا نمیرسم ولی باز عشق اول من سایتم هست و شما مهربونا و همیشه اینجا هستم دوست تون دارم.تا پست بعد یاعلی آنگاه خود خواهی شد شمع این پروانه دلم پر میزند برای با تو بودن در یک عاشقانه این بودن را هر لحظه می گیرد بهانه نمیرود یک دم از سر این خیال دارم به جنون میرسم چون دیوانه
درمان نمی بینم جز تو این درد را تو نیستی و پناه من شده میخانه ای کاش دمی توهم با این درد بنشینی آنگاه خود خواهی شد شمع این پروانه اما معشوق کجا دانسته غم عاشق را تو خوش باش و من سوزم به رسم زمانه 98/6/20 شب چهارشنبه ساعت 1:35 دقیقه دسته بندی مطلب : اشعارمن 36 نظر به آنگاه خود خواهی شد شمع این پروانه» ارسال نظرات |
||
سلام داداش.
مشهد دعاگوت بودم انگار پيامم برات ثبت نشده.
سلام یاس جان
مرسی فدات کدوم پیام فقط این
دوتا کامنت و ازت دارم که تایید کردم
حالت خوبه؟ مامان خوبه؟
شعرت مثل همیشه دلنشین بود.
خوبم یاس جان شکر اونم خوبه
فقط کمر درد امونش و بریده طفلی
مرسی خواهریم
سلام احسن
عصرت بخیر
امیدوارم همیشه به شادی خوشی سرت شلوغ باشه و تا باشه مشغول بودنهای این مدلی
شعر قشنگی بود
منتظر چاپ کتابت هستیم
سلام ناجی جان شبت بخیر
مرسی خواهریه خوبم.ممنون لطف داری
انشاءالله به امید خدا
اتفاقا” من شیفته و کشته مرده دعوا هستم.خخخخخ
پس خودت میخوای اونجوری کامنت بارونت کردن خخخخخ
فکر نمی کردم بیای آدرس اون وبلاگت و که اون بار گذاشتی
و ندارم فکر می کردم وبلاگت دیگه نمیایی
سلام و عرض ادب
عالی
قلمتان همواره مستدام
سلام و احترام
خیلی ممنون از لطف تون سلامت باشید
بوی بهشت می شنوم از صدای تو
نازکتر از گُل است گُلِ گونه های تو
ای در طنین نبض تو آهنگ قلب من
ای بوی هر چه گل، نفس آشنای تو
ای صورت تو آیه و آیینه ی خدا
حقا که هیچ نقص ندارد خدای تو
صد کهکشان ستاره و هفت آسمان حریر
آورده ام که فرش کنم زیر پای تو
رنگین کمانی از نخ باران تنیده ام
تا تاب هفت رنگ ببندم برای تو
چیزی عزیزتر ز تمام دلم نبود
ای پاره ی دلم، که بریزم به پای تو
امروز تکیه گاه تو آغوش گرم من
فردا عصای خستگی ام شانه های تو
در خاک هم دلم به هوای تو می تپد
چیزی کم از بهشت ندارد هوای تو
همبازیان خواب تو خیل فرشتگان
آواز آسمانیشان لای لای تو
بگذار با تو عالم خود را عوض کنم:
یک لحظه تو به جای من و من به جای تو
این حال و عالمی که تو داری، برای من
دار و ندار و جان و دل من برای تو
” قیصر امین پور “
بسیار زیبا مرسی
من دلم میخواهد
خانهای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش
دوستانم بنشینند آرام
گل بگو، گل بشنو
هر کسی میخواهد
داخل خانه پر مهر و صفا مان گردد
یک سبد بوی گل سرخ به ما هدیه کند
شرط وارد گشتن
شستشوی دل ها
شرط آن
داشتن یک دل بی رنگ و ریاست
به درش برگ گلی میکوبم
روی آن با قلم سبز بهار
مینویسم:
ای یار
خانه دوستی ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دیگر
خانه دوست کجاست
نیلوفر عاکفیان
******
بسیار زیبا
کاش این روزها بر می گشت خیلی کم شده
سلام احسن گیان
خوبی؟
وای خدایا چقد اینجا قشنگه
اون اسکلت ویلایی نیس که توی سریال پایتخت داشتن میساختن ههههه
سلام داداش شکر خوبم
روستای خودمونه.خخخخخ نه بابا
((دلم پر میزند برای با تو بودن در یک عاشقانه
این بودن را هر لحظه می گیرد بهانه))
مثل اینکه باید عاشق شد وگرنه دل که بمیره همه ی وجود پژمرده و مرده میشه پس بهتره عاشقانه ها رو دنبال کرد…
بله دقیقا درسته
اما این روزا عشق بی پول
دوامی نداره
((نمیرود یک دم از سر این خیال
دارم به جنون میرسم چون دیوانه))
نی حدیث راه پرخون میکند
قصه های عشق مجنون میکند…
قصه های عشق مجنون میکند…
((درمان نمی بینم جز تو این درد را
تو نیستی و پناه من شده میخانه))
دردم از یار است و درمان نیز هم
دل فدای او شد و جان نیز هم
آره واقعا
((ای کاش دمی توهم با این درد بنشینی
آنگاه خود خواهی شد شمع این پروانه))
شمع و پروانه منم
مست میخانه منم
رسوای زمانه منم
دیوانه منم…
به به…
((اما معشوق کجا دانسته غمه عاشق را
تو خوش باش و من سوزم به رسم زمانه))
غم عاشق را نه غمه!
کنایه ی جالب و زیبایی بود که، من سوزم به رسم زمانه، ینی طبق رسم روزگار تو باید بسوزی و جالب بود…
دقیقا منظورم همین بود
چشم تصحیح می کنم
توی این مدت اخیر شعری به نسبت اینقد خوب ازت نخونده بودم، هم از نظر وزنی هم قافیه هم محتوایی شرایط بهتری به نسبت اشعار اخیرت داشت
میبینم که یه هفته س شعرو گفتی و این میتونه خوب باشه و این نوید رو بده که اشعار جدیدت شرایط بهتری داشته باشن و لازمه که اصلا عجله نکنی و در آرامش و بدون هیجانات کاذب بنویسی
خداروشکر خیلی خوشحالم از نظرت داداشی
آره تازه نوشتمش دیگه شعر ندارم بذارم سایت و
به همین خاطر ده روز یک بار می نویسم مرسی داداشی چشم
سلام احسن عزیز.خوبی؟روزای آخر تعطیلات خوش می گذره؟
از شعر لذت بردم…
سلام آرزو جان
خوبم شکر بد نیست
مرسی خواهری خوشحالم لذت بردی
بزرگترین خیانتو خودِ آدم
به خودش میکنه وقتی بخاطر دیگران
خودشو نادیده میگیره . . !
*****
آخخخخخ آره
ایستادگی و پایداری واقعیت دارد
کافیست خودت را
باور کنی . . .
*****
دقیقا کافیست خودت را باور کنی
سلام احسن جان حال واحوالت چطوره ؟ خوبی ؟ روبراهی؟
مثل همیشه قشنگ و دلنشین بود
موفق باشی
سلام خواهریم شکر خوبم بد نیستم
مرسی قربونت لطف داری