معلولیت محدودیت نیست(شعرهای شاعری توانمند) خودمان را با کلمه (تا قسمت چه باشد) گول می زنیم قسمت ارادیه من و توست
آخرین مطالب آخرین دیدگاهها موضوعات سایت لینک دوستان ابزار های سایت تبلیغات نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ سه شنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۷
سلام رفقا ایام محرم رو تسلیت میگم عزداری تون قبول راجع این شعرم باید بگم آخرش با بخشش تموم میشه اما بعضی وقتا نباید بخشید نباید گذشت وباید واگذار خدا کرد کسانی وپای حرف وقول شون نمی مانند.تا پست بعد یاعلی من توروبخشیدم وبازم بهم دل باختیم امروزبهم گفتن یارت اومده دیدم اگه نیام استقبال خیلی بده من اومدم استقبال گل خریدم اماتوروتنهاندیدم خودم وازتوپنهون کردم وقتی اون جوردیدمت پرازدردم دل تووقتی رفت سفربه من قول داد که فقط من براش باشم فرهاد اماحالاچرایکی دیگه پاش درمیونه آخ که چقدردلم میخوادازاین قصه بدونه به توگفتم دلت وبه این باختی خندیدی وسرت وپایین انداختی من فهمیدم که توعشق مون وتودلت کردی پاک اون همه خاطره وقول وکردی زیرخاک بگوببینم که عشق جدیدت چیش ازمن قشنگ تره
که دلت همه چیزوبه این زودازیادمی بره توگفتی اون وخیلی میخوای منم دیگه منتظرنباشم چون دیگه نمیای حالاسالهاازاین قصه گذشت اون رفت ودل توروشکست حالاماهردوتنهاییم توگفته بودی به دیدارهم بیاییم امایادت تنهام گذاشتی روزهای خوش گذرونی حالاتنهابمون تاقدرمن وخوب بدونی یادت بعداون همه انتظار تورودیدم که گرفته بودی یار بهم می خندیدی ومی رفتی پی خوش گذرونی پس حالاحقته مثل من تنهابمونی امامن توروبخشیدم وبازم به هم دل باختیم عشق مون وبه هم دوباره ساختیم 86/11/18روزپنج شنبه ساعت14:50دقیقه
دسته بندی مطلب : اشعارمن 68 نظر به من توروبخشیدم وبازم بهم دل باختیم» ارسال نظرات
|
||
سلام.
ایام سوگواری محرم تسلیت…
ان شاءالله دلت هیچوقت تنگ نشه..
سلام خیلی ممنون منم تسلیت میگم
راستی اومدم وب تون نظرات پست جدیدتون فعال نبود
نتونستم نظر بدم.ممنون ولی این روزهاحسابی دلتنگم
سلام احسن روزت بخیر …خوبی؟
منم ایام محرم روبهت تسلیت میگم
چه شعر سوزناکی…ناراحت شدم
فکر میکنم سالهای ۸۶-۸۸سالهای سختی بوده برات
سلام ناجی جان شبت بخیر
شکرخوبم توخوبی؟مرسی خواهری منم تسلیت میگم
آره این شعر حرف دل خیلی هاست آره ناجی جان دقیقا
سالی بود که عشقم وبه عشقش رساندم وخداروشکرالان خوشبخته
ناجی من فکرکنم 89 بودوارد فضای مجازی شدم ازاون موقع روز خوش ندیدم
ازبس آدمااومدن ادعای عاشقی کردن وازاین حرفای تکراری که من مثل بقیه نیستم
زدن وآخرشم یکی ازیکی دروغگوتر بودن وفقط من داغونم ناجی این روزها دلم خیلی گرفته
خداازاین آدما نگذره
دارم میرم قمه زنی…توم میای…؟
این روش از نظر من غلط ترین نوع عزاداری برای امام حسین هست
فرا رسیدن ایام عزای امام حسین(ع) تسلیت باد.
مثل همیشه قشنگ بود
همیشه گذشت شیرین تر از انتقامه
ممنون منم تسلیت میگم
مرسی لطف داری.خواهریم این
حرفت درسته اما بخدا خیلی هالیاقت بخشیدن ندارن
سلام داداش.
ناراحت شدم از خوندن شعرت…امیدوارم دلت هیچوقت رنگ غم نگیره شما لیاقت بهترینها رو داری.
سلام یاس جان
ببخش باعث شدم ناراحت بشی خواهری
این روزهاخیلی غصه دارم خیلی.ممنون خواهریم
سلام احسن گیان
خوبی؟
ای جانم، ببین چه منظره ی خوشگلی اینجاس
سلام داداش شکرخوبم
مرسی لطف داری این قسمت پایینی روستای خودمون هست خانقاه
خوبه که آخرش با بخشش تموم میشه و ان شاالله طرف خوشبخت و اروم باشه همیشه و دیگران که بدی کردن به خودشون بیان و توام واست جبران بشه
بله اینطوری بهش پایان دادم مرسی
((امروزبهم گفتن یارت اومده
دیدم اگه نیام استقبال خیلی بده))
لحظه ی سختی بوده…
درخیال بله واقعیت هم که…
من خیال کردم واقعی بوده
نه داداش
((من اومدم استقبال گل خریدم
اماتوروتنهاندیدم))
از نظر معنایی این بیت اشتباهه چون تو که به استقبال اومدی کی وقت داشتی گل بخری در حالیکه خبر نداشتی اومده و بهت خبر دادن که یار اومده
داداشم خودتم گفتی بهم خبردادن
اولین مصرعشم که میشه این
امروزبهم گفتن یارت اومده
پس من خبرداشتم درسته؟
من خیال کردم اومده دم خونتون و به تو خبر دادن
هر چن میگی در خیال بوده
نه داداشم این شعرساخته ذهن خودم بودکه درواقعیت برای خیلی هاممکن اتفاق افتاده باشه
((خودم وازتوپنهون کردم
وقتی اون جوردیدمت پرازدردم))
این بیت از نظر زمانی مشکل داره چون تووی شعرت داری از زمان گذشته حرف میزنی اما در مصرع دوم (پر از دردم) به زمان حال(زمانی که شعرو نوشتی) انگار اشاره داره و باید مثلا بگی پر از درد شدم
درسته داداش ببخش بی تجربگی…
((دل تووقتی رفت سفربه من قول داد
که فقط من براش باشم فرهاد))
مصرع اول معنیش مفهوم نیس!
این دوبیت وازمعنی این دوبیت دیگه وام گرفتم
من اومدم استقبال گل خریدم
اماتوروتنهاندیدم
((اماحالاچرایکی دیگه پاش درمیونه
آخ که چقدردلم میخوادازاین قصه بدونه))
این بیت تااینجا نسبت به بیتای دیگه ت بهتر بود
یعنی بقیه افتضاح بودن؟خخخخخ
((به توگفتم دلت وبه این باختی
خندیدی وسرت وپایین انداختی))
به نظر میاد تو با کنایه بهش گفتی اما واکنش اون که خنده س جور در نمیاد!
داداش گفتم که این شعرفقط ساخته خیال وذهن هست
((من فهمیدم که توعشق مون وتودلت کردی پاک
اون همه خاطره وقول وکردی زیرخاک))
اینم بیت خوبی بود
مرسی داداش
((بگوببینم که عشق جدیدت چیش ازمن قشنگ تره
که دلت همه چیزوبه این زودازیادمی بره))
میبره تووی مصرع دوم از نظر زمانی مشکل داره و باید گفته بشه برده
آخه هم قافیه نمیشن
((توگفتی اون وخیلی میخوای
منم دیگه منتظرنباشم چون دیگه نمیای))
شب به گلستان تنها منتظرت بودم
باده نا کامی در هجر تو پیمودم
منتظرت بودم منتظرت بودم
آن شب جان فرسا من بی تو نیاسودم
وه که شدم پیر از غم آن شب و فرسودم
منتظرت بودم منتظرت بودم
بودم همه شب دیده به ره تا به سحر گاه
ناگه چو پری خنده زنان آمدی از راه
غمها به سر آمد رنج غم دوران از دل بزدودم
منتظرت بودم منتظرت بودم
پیش گلها شاد و شیدا می خرامید آن قامت موزونت
فتنه دوران دیده تو از دل و جان من شده مفتونت
در آن عشق و جنون مفتون تو بودم
اکنون از دل من بشنو تو سرودم
منتظرت بودم منتظرت بودم
به به استادبنان چقدرشرین این شعرومی خونه
اینو داریوش رفیعی خونده نه بنان
اهان
((حالاسالهاازاین قصه گذشت
اون رفت ودل توروشکست))
حالا من موندم و یک دونه ورق
که اونم از اسم تو سیاه میشه
همه چیم توو زندگی
آخرش به پای تو تباه میشه…
بخداهمه چیم پای عشق های بی معرفت تباه شد
این روهادلم خیلی گرفته داداش خیلی دردمی کشم
باتمام صداقتم همیشه بازیچه بودم این روزهاپرازغصه ام
ان شاالله یه روز به پایان میرسه
مرسی داداش انشاءالله
((حالاماهردوتنهایم
توگفته بودی به دیدارهم بیایم))
فک کنم اشتباه همیشگی رو مرتکب شدی و یه دونه (ی) گذاشتی تووی قافیه ها در حالیکه دو تا باید بذاری که معنای درست پیدا کنه
تنهاییم و بیاییم
بله درسته حواسم نبوده ممنون ازتوجهت
((امایادت تنهام گذاشتی روزهای خوش گذرونی
حالاتنهابمون تاقدرمن وخوب بدونی))
قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری
جمله قشنگیه
((یادت بعداون همه انتظار
تورودیدم که گرفته بودی یار))
دختره یار گرفته بود؟
البته شدنیه اما در سرزمین ما پسره یار میگیره
گفتم که این شعرساخته ذهنم هست
((بهم می خندیدی ومی رفتی پیه خوش گذرونی
پس حالاحقته مثل من تنهابمونی))
پی درسته نه پیه و نباید کسره رو با های چسبون بیاری
چشم ممنون ازتوضیحت
((امامن توروبخشیدم وبازم به هم دل باختیم
عشق مون وبه هم دوباره ساختیم))
آخرش به خوبی تموم شد
اما بعدا دوباره رف و ازدواج کرد و البته تو راضی بودی، درسته؟
داداش تواین شعراصلا منظورم معشوقه ام
نبوده این شعر ساخته ذهن خودم هست
اما درواقعیت ممکن برای خیلی هااتفاق افتاده باشه
بله من تازه متوجه شدم ساخته ی ذهن و خیالته
خداروشکر
شعر خوبی بود اما یه جاهایی ضعیف بود که اشاره کردم

امیدوارم بهترینا در زندگیت اتفاق بیافته
مرسی داداش الان کامنت هات رومی خوانم

مامان با بابا كجا آشنا شدين؟
عزيزم بابات خيلى قشنگ طبل ميزد
خخخخخخ منظورت اینه باباهه شبیه میمون بوده؟
سلام احسن عزیز.احوالت خوبه؟
منم به نوبه خودم ایام سوگواری اباعبدالله رو تسلیت می گم و التماس دعا دارم…
شعرت عالی و دلنشین…
سلام خواهریم شکرخوبم
مرسی همچنین محتاجیم به دعا
ممنون آرزو جان مرسی از لطفت
سلام احسن
نمیدونم چرا بعضیا فکر میکنن چون تو فضای مجازی هستن باید بقیه رو اذیت کنن…مریضن گمونم
روت بخیر خوبی؟ یعنی ایین روزا دلت گرفته؟
درباره ی اون فداکاری بزرگت و رسوندنش به عشقش هم که نمیدونم چی بگم … از یه قلب بزرگ و مهربون جز این برنمیاد
سلام ناجی جان
والا چی بگم یامریضن یاوجدان ندارن
روز توهم بخیر خیلی دلم گرفته ناجی خیلی
آخی مرسی ناجی جان فدات
سلام
داداش احسنم
حال دلت چطوره؟؟؟
شعرت هم غم داشت و هم خوب تموم شد
سلام ناهیدخوبم شکرتوخوبی؟
مرسی خواهری لطف داری
داداشم مثل همیشه نمیتونم کامنت طولانی بدم اون گوشه سمت راست ثبت نظر بعد از چند خط محو میشه و امکان ثبت نیست از این لحاظ شانس آوردی داداش وگرنه…[لبخند]از اون شکلک های پایینی هم مسلما نمیتونم بکار ببرم
آخی نمیدونم چرااینطوری هست
وگرنه چی؟خخخخخ بخدانمیدونم چرا اینطوری هست
سلام داداشی
التماس دعا
سلام نسرینم
من همیشه دعات می کنم شک نکن