معلولیت محدودیت نیست(شعرهای شاعری توانمند) خودمان را با کلمه (تا قسمت چه باشد) گول می زنیم قسمت ارادیه من و توست
آخرین مطالب آخرین دیدگاهها موضوعات سایت لینک دوستان ابزار های سایت تبلیغات نوشته شده توسط سیداحسن احمدی در تاریخ چهارشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۷
سلام رفقا بعد از مدت ها این شعر غزل و نوشتم خودم دوسش دارم امیدوارم خوش تون بیادمتاسفانه یکی دیگه از دوستان وبلاگ نویس از دنیای وبلاگ نویسی خداحافظی کرد برام خیلی ناراحت کننده بود اما خب قطعا آرامش شون مهم تر از هرچیزی هست یاس جان خواهریم هرجا هستی انشاءالله سلامت باشی رفقا دنیای وبلاگ نویسی و خواهشا ترک نکنید بخدا هیچ جای فضای مجازی شیرینی و صمیمیت دنیای وبلاگ نویسی و نداره.تا پست بعد یاعلی نه اینکه همش بگم اگه این هم فردا نباشه دلم شنیدن یک عزیزم میخواد پشتش ریا نباشه اولاش از روی ترحم آخراش دلم تنها نباشه دلم شنیدن یک عزیزم میخواد که گفتنش نباشه از سر هوس همش از شنیدنش دلم بترسه ازاین رسوا نباشه دلم شنیدن یک عزیزم میخواد حالم و دگر گون کنه
نه اینکه همش بگم اگه این هم فردا نباشه دلم شنیدن یک عزیزم میخواد نیاد ازش بوی جدایی روزی برسه بهش بگم عزیزت بودم اما به چشمش آشنا نباشه دلم شنیدن یک عزیزم میخواد عزیزم های بی ارزش و ببره از یادم با شنیدنش جون بگیره دل شکسته ام و با بودنش خبری از غم ها نباشه 97/9/6شب سه شنبه ساعت۲:۳۲دقیقه دسته بندی مطلب : اشعارمن 58 نظر به نه اینکه همش بگم اگه این هم فردا نباشه» ارسال نظرات
|
||
سلام احسن جان.چطوری؟
چقد عالیه غزلت….ای ول
سلام آرزوجان شکرخوبم
مرسی خواهری لطف داری
ارزوی بهترینها واست دارم
وبلاگ دیگه کسی نمی یاد خز شده خب
مرسی سارا همچنین
آره ولی بخدا هیچ جای فضای مجازی
شیرینی و صمیمت وبلاگ نویسی ونداره
سلام احسن گیان
خوبی؟
گاهی شرایطی پیش میاد که آدم باید فاصله بگیره و گاهی پیش میاد که واسه ی همیشه نیازه که فاصله بگیره…
سلام داداش شکرخوبم
بله درسته درک می کنم
اوف شعر جدید نوشتی؟
فک کنم شعرای قدیمیت تموم شده نه؟
آره داداش جدید نوشتم
نه تموم نشده نزدیک ده یازده تا مانده
((دلم شنیدن یک عزیزم میخواد پشتش ریا نباشه
اولاش از روی ترحم آخراش دلم تنها نباشه))
در مصرع دوم کنایه آشکاره و البته مصرع دوم داره مصرع اول رو به نوعی توضیح میده
از همین اولش باید گفتش که شعر تلخی هستش حالا باید بخونم ببینم چطوره
شاید تلخیش به خاطره درد های باشه که دل کشیده
((دلم شنیدن یک عزیزم میخواد که گفتنش نباشه از سر هوس
همش از شنیدنش دلم بترسه ازاین رسوا نباشه))
این بیت مثل بیت اوله هر چند از نظر وزنی نسبت به قبلی بدتر شد و سقوط کرد
ای وای من
((دلم شنیدن یک عزیزم میخواد حالم و دگر گون کنه
نه اینکه همش بگم اگه این هم فردا نباشه))
خوشا دردی!که درمانش تو باشی
خوشا راهی! که پایانش تو باشی
خوشا چشمی!که رخسار تو بیند
خوشا ملکی! که سلطانش تو باشی
خوشا آن دل! که دلدارش تو گردی
خوشا جانی! که جانانش تو باشی
خوشی و خرمی و کامرانی
کسی دارد که خواهانش تو باشی
چه خوش باشد دل امیدواری
که امید دل و جانش تو باشی!
همه شادی و عشرت باشد، ای دوست
در آن خانه که مهمانش تو باشی
گل و گلزار خوش آید کسی را
که گلزار و گلستانش تو باشی
چه باک آید ز کس؟ آن را که او را
نگهدار و نگهبانش تو باشی
مپرس از کفر و ایمان بیدلی را
که هم کفر و هم ایمانش تو باشی
مشو پنهان از آن عاشق که پیوست
همه پیدا و پنهانش تو باشی
برای آن به ترک جان بگوید
دل بیچاره، تا جانش تو باشی
عراقی طالب درد است دایم
به بوی آنکه درمانش تو باشی
به به بسیار زیبا
((دلم شنیدن یک عزیزم میخواد نیاد ازش بوی جدایی
روزی برسه بهش بگم عزیزت بودم اما به چشمش آشنا نباشه))
ان شاالله اون دلبر شیرین و آشنا بیاد به زودی و دلتو آروم کنه

مرسی داداش اما واسه من ازاین خبرا نیست

((دلم شنیدن یک عزیزم میخواد عزیزم های بی ارزش و ببره از یادم
با شنیدنش جون بگیره دل شکسته ام و با بودنش خبری از غم ها نباشه))
این بیت آخر با وجوداینکه از نظر وزن و ریتم مشکل داشت و خیلی دیگه طولاتی شده بود اما از نظر محتوایی خیلی خوب بود و بهترین بیت شعرت بود
یک عزیزم یار که همه ی عزیزم های دیگران رو بی ارزش کنه و این خیلی حرف بزرگی بودش هم از نظر معنوی هم روانشناسی هم عاطفی و…
آره طولانی بودنش وقبول دارم
مرسی داداش ممنون
این شعر نبودش و ترانه بودش و اگه شرایط عامیانه رو حذفش کنی تبدیل به شعر و البته غزل میشه
در کل خوب بود
ممنون بابت حال خوبی که توی شعرت بودش
یعنی چی شرایط عامیانه روحذف کنم؟
مرسی داداش ممنون از لطفت و حضورت
ینی اینکه واژه های عامیانه رو حذف کنی و رسمی به کار ببری
مثل نباشه که باید بگی نباشد یا اینکه اومده که باید بگی آمده یا بگیره که باید بگی بگیرد و…
اهان مرسی
سلام داداشی
عالی نو شتی مثل همیشه
موفق بشی و سلامت همیشه
سلام نسرینم مرسی فداتشم
خیلی خوشحال شدم از حضورت مهربونم
سلام احسن
عصرت بخیر
امروز همراه با دوست صمیمیم اومدیم وبلاگت رو دیدیم وپست قبلیت رو دیدم
پستت نظرم رو عوض کرد… برگشتم وبلاگم
از اینکه نگران یا ناراحت شدین عذرمیخوام…
سلاااااام ناجی جانم


شبت بخیر خوبی خواهری؟
خیلی خوش اومدی هم خودت هم دوست محترمت
آخی خداروشکر همش خدا خدا می کردم بیای وببینی
خیلی خوشحال شدم کامنتت ودیدم و خبر بازگشتت وشنیدم
باورکن خیلی خوشحال شدم اختیار داری انشاءالله روزها و ماه و حتی
سالها کناره هم باشیم و خوش باشیم.ناجی هیچ وقت به خاطره آدمای مریض
چیزی که دوست داری و رها نکن تو اگه وبلاگ نویسی ودوست نداشتی به هزار
حرف منم برنمی گشتی پس محکم ترازهمیشه از دنیای شیرین وبلاگ نویسی لذت ببر
هرکسم اومد اذیتت کنه بگو پوستش وبرات بکنم
سلام داداش احسن، حالت خوبه؟ اونجا الان باید هوا خیلی سرد باشه، نه؟ امیدوارم حال دلت همیشه گرم و خوب باشه.
ان شاءالله که اون بیت آخرت خیییییلی زود محقق میشه
سلام ستاره جان شکرخوبم
والا سرد هست تقریبا اما متاسفانه هنوز برف آنچنانی در خانقاه
نباریده مرسی خواهریم ممنون از لطف و محبت همیشگیت
راستی تبریک میگم که شعر جدید گفتی، یخورده هم حال و هواش امیدوارانه تر بود و این نشونه ی خوبیه
مرسی خواهری آره خودمم از نوشتنش حال خوبی داشتم مرسی از حضور و لطفت
سلام احسن
بامدادت بخیر
واقعا ازت ممنونم …اینقد قشنگ نوشتی که نمیدونم چی بگم
در مقابل محبتت وحرفای زیبایی که گفتی چی میتونم بگم
از اینکه وبلاگ نویسی باعث شد با چنین روح بزرگی مثل خودت آشنا بشم خدا رو شکر
در کنار شما دوستان درسهای زیادی میشه گرفت
دنیای شیرینی در وبلاگ نویسی هست که وقتی رهاش میکنه آدم، حس میکنه بخشی از توان و روح خودشو زندانی کرده…
چشم قول میدم قوی تر باشم… ممنونم ازت
سلام ناجی جان روزت بخیر
خواهش می کنم خواهریم لطف داری تو
دقیقا ناجی بخدا هیچ جای فضای مجازی شیرینی و صمیمیت وبلاگ نویسی نداره
چشمت سلامت خیلی خوشحالم حرفام روت تائثیر گذاشت و برگشتی انشاءالله موفق باشی خواهریم
سلام احسن جان
تو دنیای مجازی هم مثل دنیای واقعی هستند آدمهایی که نمیتونند ببیند خوشبختی یکیو اینقدر عرصه رو براش تنگ میکنند که مجبور به ترک اون میشی
امیدوارم تا ابد پایدار و برقرار باشی
سلام خواهری
تا بوده همین بوده آدما به حال خوب موقعیت خوب و…حسادت کردن
نظرت برام قابل احترام هست خواهری ولی خب نظرمنم اینه بارفتن
اون آدمای مریض احساس قدرت می کنند چون توانستند یک وبلاگ نویس
چند ساله رو از عرصه خارج کنند وبه خاطره هیچ…..
من معتقدم ماندن در این موقعیت هانشانه محکم بودن هست
شعرت هم مثل همیشه زیبا و قشنگ بود
موفق باشی
مرسی خواهریم توهم موفق باشی
راستی آهنگ وبلاگتم خیلییییی قشنگه
آره خیلی قشنگه تیتراژ سریال بانوی عمارت هستش که خیلی سریال قشنگی بود
سلام احسن
شبت بخیر … خوبی؟
پست جدید نمیزنی؟ منتظر شعر جدیدیم
سلام ناجی جان
روزت بخیر شکر خوبم
چرا اتفاقا حاضرشم کردم
پست این بار قسمتی دیگه از قصه
درس خواندنم هستش فقط منتظرم کارنامم بیاد بذارمش
یه معلم داشتیم خیلی عجیب بود
یه روز آمد سر کلاس گفت:
کیا درس رو بلدن میخوام ازشون بپرسم؟!
یه سری از بچه ها دستاشون رو بلند کردند معلممون گفت ؛پس شما برید توی حیاط بازی کنید ،بعدش پوست ما رو کند
یه روز دیگه گفت ؛کیا درس بلدن میخوام ازشون بپرسم
آقا ما هم دستمون رو بردیم بالا که بریم تو حیاط بعدش گفت پس شما ها بمونید تو کلاس بقیه برن تو حیاط بازی کنند
یه روز دیگه آمد گفت کیا درس بلدن دستشون رو ببرن بالا
آقا یه سری دستشون رو بردن بالا بعد گفت کیا بلد نیستن دستشون رو ببرن بالا یه سری دیگه هم دستشون رو بردن بالا ، ما که نتونسته بودیم پیشبینی کنیم میخواد چکار کنه پس دستمون رو نبردیم بالا
که ناغافل گفت اونا که بلدن و اونا که بلد نیستن برن تو حیاط بقیه بمونن
فکر کنم تو اسراییل آموزش دیده بود
حتما مشکل روحی داشته
سلام احسن.خوبی؟
تازه یه عمل جراحی داشتم.تو دلت پاکه دعام کن
سلام آرزو جان خوبم
آخی خدا بد نده چی شده؟
انشاءالله بهتر بشی عزیزم
سلام داداشم.
خوبی؟ چقدر دلتنگتون بودم…من به خاطر درمان رفتم خارج امروز برگشتم و اومدم اینجا.
سلام یاس جانم خوبم مرسی توخوبی
مرسی عزیزم منم دلتنگت بودم خیلی خوش اومدی
خواهریم از حضورت و پیام هات خیلی خوشحال شدم
ممنون برا بودنت و اینکه از دغدغه ت نوشتی…من وبلاگ نویسی رو دوست دارم خيليم زیاد اما چه کنم که نشد بمونم خيليا نمیخوان من باشم
کاری نکردم خواهریم ببین حرفی که برات تلگرام کردم و اینجاهم برات میذارم
ببین یاس جانم وقتی کسی تو یه کاری موفق هست همیشه هستن کسانی
هم حسادت کنند و برای خالی کردن خودشون طرف مقابل رو با حرفا و رفتار شون
اذیت می کنند نباید بهشون توجه کنی و با رفتن بهشون بگی کم آوردم
البته رفتنم دلیل عمده ایی داشت اونم سفرم بود قرار بود تا عید بمونیم اما خداروشکر جواب گرفتم و فعلا دارو مصرف میکنم.
آره میدونم تو تلگرام بهم پیام دادی اتفاقا جواب هم دادم
خداروشکر انشاءالله نتیجه می گیری و به زودی خبرای خوب تو راه هست
شعرت قشنگ بود مثل همیشه…
مرسی یاس جان
ان شالله دوباره برمیگردم قبلش باید از حساسيتم کم کنم و این تمرین و زمان میخواد.
چقدر خوب که برمی گردی خواهریم
آره درسته انشاءالله موفق میشی
سلام.
ممنون از لطف و محبتت…
سلام خواهریم خواهش می کنم
لایک
مرسی